۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه

۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

همه چیز درباره یک کانتینر ۱۸ میلیارد دلاری

سه شنبه ، 13 مرداد 1388
چنانچه ادعای وکیل صفاریان نسب درست باشد موکل وی بدون احتساب دیگر ثروت های منقول و غیر منقول خود از ثروتمندان جهان است و به تعبیر دیگر یک ایرانی در جمع ۱۰ ثروتمند جهان جای گرفته است.
موضوع خروج ۱۸ میلیارد دلار سرمایه از ایران و ورود آن به ترکیه طی چند روز گذشته بازتاب های مختلفی را به دنبال داشته است. « اسماعیل صفاریان نسب» نامی است که در صدر پرونده کانتینر ۱۸ میلیارد دلاری برده می شود.
به گزارش«فردا» اسماعیل صفاریان نسب تاجر ایرانی که ۵/۱۸ میلیارد دلار از دارایی خود را در مهرماه سال گذشته از ایران خارج و به ترکیه منتقل کرده در واقع دهمین ثروتمند جهان است.
اگر چه وی از افرادی بوده که دوست داشته ثروت خود از روش های غیر معمول و به صورت کانتینری منتقل کند اما از شواهد پیداست که وی بخشی یا تمام ثروت خود را به میزان ۵/۱۸ میلیارد دلار شامل ۵/۷ میلیارد دلار وجه نقد و یک تریلی حامل ۲۰ تن شمش طلا به بهانه سرمایه گذاری در ترکیه از ایران خارج کرده است. «سنول اوزل» وکیل ترک این بازرگان ایرانی در گفت وگو با شبکه تلویزیونی «D» ترکیه تاکید کرده: صفاریان نسب این مقدار پول و طلا را از طرق قانونی به ترکیه منتقل کرده و هفتم اکتبر ۲۰۰۸ تحویل گمرک آنکارا داده است. به گفته وی کانتینر مربوطه حاوی ۵/۷ میلیارد دلار پول و ۱۱ میلیارد دلار شمش طلا بوده است. اوزل افزود: « در آینده نزدیک برای گفت وگو با مقام های ترک به آنکارا سفر خواهد کرد.
چنانچه ادعای وکیل صفاریان نسب درست بوده باشد موکل وی بدون احتساب دیگر ثروت های منقول و غیر منقول خود از ثروتمندان جهان است و به تعبیر دیگربرای اولین بار یک ایرانی در جمع ۱۰ ثروت مند جهان جای گرفته است.
البته تفاوت وی با دیگر ثروت مندان جهان آن است که منبع پول وی معلوم و مشخص نیست و اینکه این میزان پول از طریق چه نوع تجارتی به دست آمده یا خلق شده است. علت این که وی در لیست ثروت مندترین افراد جهان در سال ۲۰۰۹ از قلم افتاده احتمالا به همین خاطر بوده که حتی گردش حساب های وی در بانکها نیز مشخص نبوده است همچنین وی هیچ نوع سرمایه گذاری رسمی و شفافی نیز در دیگر کشورها نداشته تا مشخص شود ثروت وی آن سوی مرزها چقدر و از چه راهی است. احتمال می ورد وی چندان تمایلی به استفاده از بانک ها برای انتقال پول هایش نداشته است.
گمرک ها تکذیب کردنددر حالی که مقامات ارشد دولتی ایران در خصوص خروج ۵/۱۸ میلیارد دلار هیچ واکنشی نشان نداده اند، حیاتی یازیچی وزیر کشور ترکیه با رد خبر فوق آن را اشتباه و بی اساس دانست. همچنین خبرگزاری آناتولی ترکیه به نقل از مقام های گمرک ترکیه اعلام کرد: کانتینری با مشخصات فوق هرگز وارد خاک ترکیه نشده است.
از سوی دیگر گمرک ایران نیز خروج این کانتینر را از مبادی قانونی تکذیب کرد. گمرک ایران در بیانیه ای اعلام کرد مطالب منتشرشده در رسانه ها درباره انتقال پول و طلا به خارج را از مبادی رسمی تکذیب می کند. محمد بهبودی آهنی سخنگوی گمرک ایران با اعلام این خبر افزود: بعد از بررسی های انجام شده توسط گمرک ایران درخصوص این موضوع، مشخص شد ادعای مطرح شده تحت عنوان انتقال ۵/۱۸ میلیارد پول و طلا به خارج از کشور صحت ندارد.
اما از سخنان وکبل صفاریان نسب به نظر می رسد چنین سرمایه ای قطعا از ایران خارج شده است. سایت تابناک نوشت: این محموله حیرت آور که قطعاً از مرز بازرگان و همچنین گمرک این نقطه مرزی گذر کرده، این پرسش را پدید آورده است که چگونه چنین محموله باارزشی، با این همه تدابیر حفاظتی گمرک و مرزبانی، موفق به خروج از ایران شده است.
اگر رئیس جمهور دستورداده باشددر همین حال پرهام معاون امور بین الملل گمرک ایران نیز گفت: برای خروج طلا از کشور باید ابتدا از بانک مرکزی مجوز دریافت شود و برای این کار بانک مرکزی نیز اندازه و حدودی را مشخص می کند.
وی ادامه می دهد: «تا به حال من در عمرم در گمرک ندیدم که یک تن صادر شود، چه برسد به این میزانی که اعلام شده بود. مگر اینکه اینچنین چیزی در سطح بین الملل باشد یا اینکه ی دستور آن را بدهد که آن هم تشکیلات خود را دارد.
البته برخی سایت ها و اخبار غیر رسمی نیز برای سوء استفاده از این مسئله مدعی شدند که صفاریان نسب از دوستان برخی مسئولین است.
البته حجم اقتصاد زیر زمینی ایران حدود ۴۵ درصد است و بنابراین خروج چنین سرمایه ای از کشورچندان بعید نیست .
زمینه پولشویی قانونی ترکیه یا قانون چمدانیکی از دلایلی که انگیزه انتقال سرمایه عظیم ۵/۱۸ میلیارد دلاری را باعث شده قانونی است که به راحتی امکان پولشویی را از طریق ترکیه فراهم می کند. به گزارش کانالD ترکیه، دولت این کشور برای کاهش آثار منفی بحران اقتصادی جهان بر اقتصاد ترکیه قوانین و مقررات جدیدی جهت جذب سرمایه های خارجی وضع کرده است. این مقررات که از آن تحت عنوان «قانون چمدان» یاد می شود، ورود هر مقدار سرمایه از هر کشور و به هر شکل را به ترکیه مجاز می شمارد.
وضع چنین قانونی باعث شد تا رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه که پس از جنگ ۲۲ روزه غزه دراجلاس داووس شجاعانه اسرائیل را شدیدا مورد انتقاد قرار داد در سخنرانی های اخیر خود انتقال مقادیر کلان سرمایه به این کشور را نشانه موفقیت دولت خود در جذب سرمایه های خارجی با وجود بحران مالی و رکود اقتصادی جهان دانسته است.
براساس اعلام این شبکه تلویزیونی در صورت اصرار صفاریان نسب به خروج سرمایه اش از ترکیه، شکاف عمیقی در ترازنامه بانک مرکزی این کشور به وجود خواهد آمد و این بانک را با مشکلات بزرگی مواجه خواهد ساخت.

۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

با این متن سوگندنامه، احمدی‌نژاد فردا چند دروغ می‌گوید؟

3:37 عصر سه‌شنبه، 13 مرداد 1388
احمدی‌نژاد فردا قرار است برای حفظ حقوق ملت! و امانت‌داری! و اعتلای کشور! و پرهیز از خودکامگی!! سوگند بخورد. متن سوگند دروغی که او بر زبان خواهد آورد، خواندنی است و جا دارد وبلاگ‌نویسان تعداد دروغ‌هایی را که احمدی‌نژاد با بیان همین جمله خواهد گفت، استخراج کنند.
اصل ۱۲۱ - سوگند رییس جمهوررئیس‌جمهور در مجلس شورای اسلامی در جلسه‏ای که با حضور رئیس قوه قضاییه و اعضای شورای نگهبان تشکیل می‏شود به ترتیب زیر سوگند یاد می‌کند و سوگندنامه را امضاء می‌نماید:
بسم‏الله‏الرحمن‏الرحیم. من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می‌کنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیتهایی که بر عهده‏ گرفته‏ام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و اإمه اطهار علیهم‏السلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم.

قطعه‌ای از بهشت!



3:37 عصر سه‌شنبه، 13 مرداد 1388
















مهدی خزعلی
از دروازه زندان اوین وارد می‌شویم، ماموران می‌گویند لطفا سر خود را روی پشتی صندلی جلو قرار دهید! نمی‌دانم می‌خواهند راه را نشناسم یا زندانبان را! در مقابل بند ۲۰۹ متوقف می‌شویم، برایم چشم‌بندی می‌آورند تا چشم از هر چه غیر اوست ببندم. جز یار نبینم و مهیای دیدار دلدار شوم، به اتاقکی کوچک راهنمایی شده و یک دست لباس آبی زندان به من می‌دهند. باید رخت شهرت و لباس تفاخر از تن بیرون کنی، اینجا میقات است، آنگاه که یکی یکی جامه از تن به در می‌کنم خود را در میقات می‌بینیم، می‌خواهم تلبیه گویم، لبیک، لبیک، اللهم لبیک، در دل با خدای خود زمزمه می‌کنم. آیا لیاقت دیدارش را دارم؟ بر خود نهیب می‌زنم، اگر نداشتی دعوت نمی‌شدی، او کریم است و مهمان‌نواز. دو انگشتری دارم که از خود جدا نمی‌کنم، یکی عقیق است و بر آن شرف‌الشمس حک شده است و در زیر نگین آن تربت سیدالشهدا و غبار داخل ضریح علی‌ابن موسی‌الرضا و حرز جواد‌الائمه (علیهم‌السلام) قرار داده‌ام و به روایت امام صادق (علیه‌السلام) یکی از نشانه‌های چهارگانه مومن است (التختم بالیمین) و دیگری حدید است با اذکار خاص خود که دل را در برابر دشمنان و ظالمان قوی می‌دارد، به یاد دارم در میقات که باید تمام زینت‌ها را از خود دور کرد، عالم ربانی حضرت آیت‌الله سیدمهدی موسوی‌بجنوردی، این دو را مصداق زینت ندانستند و با انگشتری محرم شدم، اما در این میقات انگشتریم را نیز از من گرفتند. گویا یار می‌خواهد همه دلبستگی و وابستگی‌ها را از من بگیرد، وقتی برای اولین‌بار از انگشتری‌های خویش جدا می‌شوم. با خود می‌گویم تو به نزد حضرت دوست می‌روی و او بهترین حافظ است چه نیازی به اینها داری؟ (فالله خیر حافظا و هوارحم الراحمین) و با خشنودی آنها را تسلیم زندانبان می‌نمایم. در مسجد شجره هنگام احرام برای تشخیص زمان ساعت به دست دارم، اما در میقات اوین ساعت را نیز از تو می‌گیرند. در خلوت یار زمان معنا ندارد، آنگاه که با دلدار عشقبازی می‌کنی، زمان و مکان از یادت می‌رود، نمی‌دانی ساعت‌ها چگونه می‌گذرند و درازی شب مطلوب است؟ شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گنه حدیث ما بود دراز یا آن عاشق بی‌دل که می‌گوید: شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اول شب، در صبح باز باشد از زندانبان خواستم قلم و کاغذم را همراه داشته باشم، اما، آن را نیز دریغ کردند، اگر در عرفات از معرفت یار می‌نوشتم، در مشعر شعر شعور دلدار می‌سرودم، در مزدلفه حلقه زلف نگار می‌کشیدم و در منای عشق قلم را به قربانگاه یار می‌دواندم، امروز می‌خواهم به خلوت یار بروم، قلم نیز بیگانه است. اینجا نرد عشق می‌بازند و تاس عشق می‌اندازند، نه جای قرطاس است؟ مثنوی عشق را بر قلب عاشق حک می‌کنند و مرکب عشق خون دل عشاق است، لوح و قلم و دوات بیرون نه، فادخلی فی عبادی. دگر هیچ به همراه ندارم، دست خالی اما با دلی پرامید به میهمانی کریم می‌روم. زشت است در میهمانی کریم با خود زاد و توشه‌ بردن! وفدت بغیر زاد علی‌الکریم من‌الحسنات و القلب السلیم وحمل الزاد اقبح کل شیئی اذا کان و فود علی‌الکریم باز چشم‌بند را بسته و زندانبان دستت را می‌گیرد و از هزار توی پر پیچ‌وخم بند عبورت می‌دهد، آری هرچند چشم از غیر یار بسته‌ای، اما راه، پر پیچ‌و‌خم و فراز‌و‌نشیب است، اگر خوب بنگری می‌خواهد بگوید راهنمایی لازم است تا دستت را بگیرد! این هادیان راه، ائمه هدی (ع)‌اند، پس دستت را به دست آنان بسپار تا به دیدار دلدار وخلوتگه یار درآیی! سلول انفرادی ۱۲۹ خلوت من است. پای در حرم یار می‌نهم و درب آهنین، ارتباط مرا با اغیار قطع می‌کند. سلولی به عرض کمتر از ۲ متر، درازی کمتر از ۳ متر و بلندای نزدیک به ۴ متر با دربی فولادین و جدار سیمانی حصن حصین تست، نه نقشی بر دیوار و نه قاب عکسی که تو را به خود مشغول دارد، نه زیوری، نه زخرفی، نه صدایی، نه هم‌سخنی، نه همدلی، یک لحظه از تمام دنیا منقطع می‌شوی و دیگر نمی‌اندیشی جز به یار، هیچ نداری جز دلدار و هیچ نخواهی جز دیدار! با خود می‌گویی: چقدر تنهایم، یار درگوش‌ات نجوا می‌کند: فانی قریب (من که نزدیکم)، این لحظه دیدار است و یار به تمام قامت در برابرت جلوه می‌کند، او را حس می‌کنی، چه نزدیک است، مثل رگ گردن، نه، نزدیک‌تر است، در دل جای می‌گیرد، با تپش دل می‌تپد و تو را می‌خواند (انی‌فی قلوب منکسره) همیشه جایگاه اعتکاف خویش در مسجد جامع را قطعه‌ای از بهشت می‌دانستم، اما نه، سلول انفرادی چیز دیگری است، اینجا قطعه‌ای از بهشت است، چه خدای زیبایی، چه جمالی، چه دلبری داشتیم و از او غافل بودیم، اشک امانم نمی‌دهد، نمی‌دانم اشک شوق دیدار است یا حسرت عمر بر بادرفته؟ تازه خدایم را یافته‌ام، او را در آغوش می‌کشم، نه، اوست که مرا در آغوش گرفته است، من که لیاقت ندارم، عبد گنهکارم، مرا با یار چه کار؟ او رحیم است و غفور است و ودود.
کافی است دل از اغیار بشویی تا خانه دلدار شود و چشم از غیر بپوشی تا لایق دیدار شود، او خود به سراغت خواهد آمد. این آغاز عشقبازی و گفت‌وگویی عشاق است، آنگاه که «قدقامت الصلاه» می‌گویی، قامت یار در برابر تست، آنگاه که در نماز دست نیاز به درگاه بی‌نیاز دراز می‌کنی، خود را عین نیاز و یار را ذات بی‌نیاز می‌بینی. پس در برابر عظمتش تعظیم کرده و به رکوع می‌روی، در سجده عشق با او سخن می‌گویی، یقین داری می‌شنود و اجابت می‌کند (ادعونی استجب لکم)، قرآن صاعد را به دست می‌گیری، زمزمه عاشقانه‌ات را به گوش یار می‌گویی و حس می‌کنی که می‌شنود و می‌بیند، تلاوت قرآن را آغاز می‌کنی در خلوت سلول انفرادی صدای یار در گوش‌ات طنین‌انداز می‌شود، او با صدایی آشنا با تو سخن می‌گوید «فاستقم کما امرت» (استقامت کن آنچنان که امر شده است).

منبع: روزنامه اعتماد ملی